مخالفت با دولت یا قربانی کردن حقیقت
مخالفت با دولت یا قربانی کردن حقیقت
کرم محمدی:روزگار عجیبی است؛ کسانی که خود اسباب و علل وضع کنونی بوده و به خاطر عملکرد آنها ملک و ملت دچار خسارات فراوان گردیده است به جای پاسخگویی به مردم؛ با رویکردی طلبکارانه؛ از هر خبر و اقدامی که علیه جمهوری اسلامی ایران در خارج از مرزهای این مملکت اتفاق افتاده و صورت میگیرد؛ بهانه و چماقی درست کرده و آن را بر سر دولت تدبیر و امید میکویند.
نشانهها حکایت دارد ظاهرا اتاق فکر و ستادی در اردوگاه مخالفان افراطی دولت تشکیل شده و در یک حرکت هماهنگ در نظر دارند تا با فرار به جلو؛ به زعم خود آرامش را از دولت گرفته و اذهان مردم را مشوش و زمینه بدبینی را نسبت به دولت و شخص رئیسجمهور محترم فراهم نمایند. از این رو سخنرانان وابسته به این طیف داد سخن سر میدهند و روزنامههای آنها؛ حتی آنهایی که از جیب ملت ارتزاق میکنند؛ تیترهای ریز و درشت خود را علیه تصمیمات دولت یازدهم اختصاص میدهند. بغض مخالفان نسبت به دولت چنان است که انگار نه انگار دولت دکتر حسن روحانی متعلق به جمهوری اسلامی بوده و منتخب اکثریت ساکنان این سرزمین است؟
قلب حقایق و وارونه جلوه دادن واقعیات توسط برخی منتقدان دولت تدبیر و امید به روندی سیستماتیک مبدل گردیده است. آنان بدون توجه به راست یا دروغ بودن برخی خبرها و همچنین زمان و تاریخ برخی از مشکلات و اینکه چه کس و یا دولتی باعث و بانی آنها هستند؛ بلافاصله از هر آب گلآلودی به دنبال گرفتن ماهی مقصود خویش میباشند.
تازهترین نمونه در این زمینه صدور رای دادگاه عالی آمریکا مبنی بر تصرف دو میلیارد دلار داراییهای جمهوری اسلامی ایران و تقسیم آن بین شکات آمریکایی است. مخالفان دولت بدون درنگ فریاد برآوردند که بیتالمال غارت شد. که البته تا اینجای کار موضوع درست بوده و این پول متعلق به ملت ایران است و دستگاه قضایی آمریکا برخلاف اصول و قواعد بینالمللی مبادرت به صدور حکم نموده است. اما تاسف و تعجب آنجاست که علیرغم اشراف آنان به سابقه و پرونده امر؛ آن را نتیجه برجام و کوتاهی دولت آقای دکتر روحانی دانسته و با رنگ و لعاب دلسوزی برای مردم؛ خبر آن را مکرر در مکرر بازتاب داده و حول و حوش آن دهها سخنرانی ایراد و صدها تحلیل ارائه نمودهاند.
این اقدامات در حالی صورت میگیرد که براساس اظهارات مقامات دولت تدبیر و امید و از جمله آقایان دکتر ظریف وزیر امور خارجه و سیف رئیس کل بانک مرکزی؛ این پرونده مربوط به دولت «مهرورزان» به ریاست آقای احمدینژاد و هفت سال پیش رخ داده و کوتاهیهای آن دولت باعث و بانی توقیف و تصرف دو میلیارد دلار داراییهای این ملک و ملت شده است. اما منتقدان دولت آقای دکتر روحانی با قلب واقعیات و هیاهو درصدد هستند تا ناکارآمدیهای گذشته دوستان و همفکران خود را به گردن دیگران بیندازند.
تامل در این رویه و روش؛ مصداق آن تمثیل معروف است که: دزدی در روز روشن در بازار دزدی کرد و پا به فرار گذاشت و برای این که گیر نیفتد شروع کرد با دست به هر ناکجا آبادی اشاره کردن که آی دزد، دزد را بگیرید!! و با این ترفند خود را رهانید. اما به یمن هوشیاری و درایت مردم و گسترش روز افزون شبکههای اجتماعی؛ این روشها منسوخ شده و کثیری از ساکنان این سرزمین به این نتیجه و باور رسیدهاند که هر آنچه این گروه قلیل اما پرمدعا مطرح کنند؛ برعکس آن عمل نمایند. از مخالفان دولت که قدرت اجرایی و تا حدود زیادی حضور در مرکز قانونگذاری کشور را از دست دادهاند؛ انتظاری جز شایعه پراکنی؛ چوب لای چرخ گذاشتن و کارشکنی نمیرود. اما در این میانه رفتار سیمای جمهوری اسلامی ایران تامل برانگیز است. این رسانه که متعلق به ملت ایران بوده و علیالقاعده نبایستی به تریبون هیچ گروه و جناح سیاسی مبدل شود؛ در بسیاری از موارد و در عرصه عمل بازگوکننده اخبار یک طرفه علیه دولت یازدهم شده و برنامههای تحلیلی آن در خصوص مسائل روز پایگاهی برای عقده گشایی منتقدان و مخالفان سرسخت دولت گردیده است. امری که بارها مورد اعتراض مقامات دولت تدبیر و امید قرار گرفته است.
این رسانه در همان حالی که یک جمله از آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی در آمریکا را بارها از زبان ایشان بازتاب داد؛ هرگز حاضر نشد تا جملات همین مقام دولتی و همچنین وزیر و معاون وزیر خارجه کشورمان در خصوص علت مصادره دو میلیارد دلار از داراییهای ایران را بازتاب دهد؟! شاید علت این استنکاف هم به خاطر آن باشد که موضوع به عملکرد دولت آقای احمدینژاد برمیگردد و ای بسا از منظر عدهای؛ انتقاد و بازگو کردن حقایق در این حوزه «ممنوع» باشد!!
