نامه دبير كل حزب توسعه كرمانشاه به امام جمعه محترم شهرستان اسلام آباد چگونه جنابعالی مثل آب خوردن اصلاح طلبان را منافق لقب می دهید ! آیا از خدا نمی ترسید؟ شما از کجا به این نتیجه رسیده اید که حجت الاسلام دکتر رهامی به اسلام آباد آمده بود که بین اصولگرایان و اصلاح طلبان دعوا راه بیندازد ؟! آیا شما علم لدنی دارید؟ پس تکلیف آیه و لاتقف بی ما لیس لک چه می شود ؟ مگر شما در خطبه های نماز جمعه اول خودتان و سپس دیگران را به رعایت تقوی سفارش نمی فرمائید ؟ | |
بنام خدا
محضر شریف جناب حجت الاسلام حاج آقای محمدی پور امام جمعه محترم اسلام آبادغرب
با سلام و تحیات و آرزوی طول عمر برای تمامی علمای اسلام و روحانیت عزیز و سادات مکرم بخصوص شما برادر گرامی که چند صباحی را برای امامت جمعه دومین شهرستان استان کرمانشاه میهمان ارجمند مردم شرافتمند اسلام آبادغرب بوده و انشاالله مردم آن سامان که علاقمند به روحانیت خاصه سادات عظیم الشان هستند وجود حضرتعالی را نیز همچون ائمه جمعه پیشین مغتنم دانسته واز فیض وجودتان بهره مند خواهند شد.
این نامه را فردی خدمتتان می نویسد که از عنفوان نوجوانی علاقمند به روحانیت معظم بوده و همچنان ارادتش به این سلسله جلیله مستدام است . بنده اوایل انقلاب در حزب جمهوری اسلامی شاخه کرمانشاه شاگرد اولین امام جمعه شهرستان اسلام آبادغرب مرحوم حجت الاسلام موحدی قمی رحمت الله علیه بوده ام و با امام جمعه بعدی آنجا جناب حجت الاسلام حاج شیخ رضا سجادی نیز دوست بوده و هستم و نه فقط در اسلام آبادغرب بلکه در زنبیل آباد قم نیز شبی را میهمان آن مرد بزرگ بوده و پس از عزیمت وی به مینودشت در استان گلستان چندین بار نیز از حقیر دعوت فرمودند که توفیق اجابت دعوت وی را نداشتم . مضافا اینکه در همین حزب جمهوری اسلامی چند صباحی را از خرمن دانش مرحوم آیت الله نجومی بهره مند شدم و توفیق دوستی در محضر بزرگانی مانند مرحوم آیت الله زرندی . مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی حاج آخوند و مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدرضا کاظمی را داشته ام و هنگامی که محضر مرحوم آیت الله کاظمی آن عالم اخلاقی می رسیدم با چهره ای گشاده و به مزاح می فرمودند: من و این آقای مهدوی وقتی کنار هم می نشینیم می شویم لک لک ! ( از باب اینکه ایشان خودشان را لک زبان می دانستند و بنده هم لک زبان بوده و هستم )
جناب محمدی پور
این مطالب خاطره وار را از این باب نگاشتم که حضرتعالی بدانید این نامه از سوی کسی به محضرتان ارسال شده که از دیرباز در محضر روحانیت بزرگوار تلمذ کرده و همچنان به علمای روشن بین . خداترس . پاکدست و مردمی عشق می ورزد و قلبا معتقد است وجود علمای روشنفکر چراغ راه مردم ایران برای رسیدن به ساحل نجات در همه ازمنه تاریخ بوده است همچنانکه مرحوم دکتر شریعتی بخوبی گفته اند: امضای یک روحانی را پای حتی یک قرارداد استعماری نمی بینید. بنده اگر از سابقه ارادتم به روحانیت چیزی نقل نمی کردم امکان داشت جنابعالی به عادت مالوف همیشگی تان بنده را هم که سالیان سال است در صف اصلاح طلبان هستم فتنه گر و معاند و طرفدار جورج سوروس و از این قبیل تهمت ها قرار دهید که امروزه متاسفانه چوب حراج زدن به آبروی دیگران علی الخصوص افرادی که مانند امثال جنابعالی نمی اندیشند آنچنان رایج شده انگار نه قیامتی در کار است و نه آخرتی و نه شب اول قبری و نه نکیر و منکری و اگر هم معادی و بازخواستی در کار باشدظاهرا برای خلق الله و عوام الناس است و بعضی ها مانند جنابعالی احتمالا از آن معافید که این چنین و بی محابا هرکسی را که در اردوگاه اصلاح طلبان باشد معاند و فتنه گر می خوانید !
حضرت حاج آقا
حضرتعالی در مراسم یادواره شهدای شهرستان اسلام آبادغرب فرموده اید :روز جمعه یکی از عناصر فتنه به اسلام آبادغرب آمده بود و در رستوران سیب جلسه گذاشته بود، تا در این شهر بین اصلاح طلب و اصولگرا دعوا راه بیندازد، من در خطبه دوم نمازجمعه اعلام کردم بیخود آمده ای برگرد. میرحسین موسوی و رفیقش فتنه ای درست کردند که کشور را به لبه پرتگاه سقوط کشانید، اکنون رفقای منافق آنها می آیند و به اسم اصلاح طلبان جلسه می گیرند که این دو نفر باید از حصر آزاد شوند.
اگر شما حداقل یکبار با دقت رفتار و کردار امام راحل (ره) آن ابرمرد تاریخ را مطالعه فرموده باشید که در صحیفه نور و چهار جلد کتاب پابپای آفتاب و کتابهای دیگر مضبوط است حتما می دانید امام عزیز در اوج سالیان خفقان نظام ستمشاهی نیز نه تنها حاضر به صدور فتوی قتل محمدرضا پهلوی بدست فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی نشد بلکه هنگامی که در محضر مبارکش فردی به شاه با آنهمه جنابت لقب زنازاده داد امام سخت برافروخته شد و فرمودند: چرا تهمت می زنید ؟ رضاشاه ازدواجش شرعی بوده است . یا سلوک معظم له هنگامی که اسم رئیس جمهوری آمریکا را به زبان می آوردند و می فرمودند: آقای کارتر ! که نشان می دهد امام عزیز در مواجهه با دشمنان نیز جانب ادب و اخلاق را نگاه می داشتند . حال چگونه جنابعالی مثل آب خوردن اصلاح طلبان را منافق لقب می دهید ! آیا از خدا نمی ترسید؟ شما از کجا به این نتیجه رسیده اید که حجت الاسلام دکتر رهامی به اسلام آباد آمده بود که بین اصولگرایان و اصلاح طلبان دعوا راه بیندازد ؟! آیا شما علم لدنی دارید؟ پس تکلیف آیه و لاتقف بی ما لیس لک چه می شود ؟ مگر شما در خطبه های نماز جمعه اول خودتان و سپس دیگران را به رعایت تقوی سفارش نمی فرمائید ؟ تا جایئکه بنده در نمازجمعه بزرگانی مانند شهید اشرفی اصفهانی و آیت الله موحدی کرمانی و مرحوم آیت الله زرندی در کرمانشاه یا نماز جمعه مرحوم آیت الله طاهری در اصفهان و ایضا نمازجمعه های دیگر شرکت کرده ام آن بزرگان در خطبه اول نماز ابتداء خودشان و بعد دیگران را به رعایت تقوی و پرهیزگاری دعوت می فرمودند! در ثانی مگر مردم ایران برای مسافرت از شهری به شهر دیگر احتیاج به گرفتن گذرنامه یا حداقل اخذ جواز ورود از امام جمعه آن شهر را دارند که حضرتعالی دستور فرموده اید که سخنران اصلاح طلبان ( دکتر رهامی ) از اسلام آباد برگردد!!
امام جمعه محترم
بد نیست بدانید مرحوم شهید مطهری که امام بزرگوار آثار و تالیفات وی را بلااستثناء خوب دانستند در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی نگاشته اند: ما خیلی دلمان میخواهد که در دانشکده الهیات بهترین و متخصصترین استاد مارکسیسم بیاید و در دانشکده الهیات تدریس کند و اصلا ما، کرسی در اختیار او قرار میدهیم.
آری جناب محمدی پور ، آزادی اندیشه در دیدگاه بزرگان نظام ما این بود که حتی مارکسیستها هم اجازه سخن گفتن داشته باشند اما چه شده است که بعد از گذشته سه دهه از پیروزی انقلاب بجایی رسیده ایم که حتی روحانیون ما ( امثال سیدهادی خامنه ای و محسن رهامی ) که نه مارکسیست هستند و نه سابقه دشمنی با نظام و انقلاب را داشته بلکه خود برای پیروزی این نهضت تلاش کرده اند نباید اجازه حرف زدن در شهرستانی کوچک را داشته باشند؟ براستی این نحو دیدگاه تنگ نظرانه که امثال حضرتعالی بدان معتقدید چقدر با آرمانهای اصلی نهضت و انقلاب شکوهمند اسلامی که حاصل خون هزاران شهید عزیز است همخوانی دارد؟
سید عزیز و بزرگوار
اگر اصلاح طلبان یا کسانی که در انتخابات سال 88 به معجزه هزاره سوم رای نداده اند منافق هستند باید گفت آن 20 میلیون نفری که به رقیب آقای احمدی نژاد رای دادند حتما منافق هستند ؟ یعنی ما 20 میلیون منافق در سطح کشور داریم که عجیب است دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور کاری به این 20 میلیون منافق ندارند و راست راست در کشور راه می روند و زندگی می کنند؟ و عاقبت 8 سال دوران دولت آن معجزه هزاره سوم که پیر شما آیت الله مصباح یزدی دشمنی با وی را دشمنی با امام زمان (عج) می دانست ! و آن همه اختلاس ها . دزدی ها . رواج نفاق و دورویی و رمالی و فالگیری و..نشان داد که کسانی که به وی در انتخابات سال 88 رای ندادند بصیرت داشتند یا حامیان او که تا حد یک قدیس او را می پرستیدند و برخی ها همچنان می پرستند؟ براستی بعد از پیروزی انقلاب معاون اول کدام رئیس دولت پاکدستان به جرم اختلاس و ارتشاء در زندان است ؟ در دولت چه کسی حتی دکل نفتی را لولو می خورد ؟
امام جمعه محترم
حقیر نیز عمیقا باور دارم که اصلاح طلبان باید مرز خود را با ساختارشکنان و آنانی را که نظام و انقلاب و رهبری را قبول ندارند مشخص کنند . من ساختارشکنانی را که معتقدند دموکراسی از کوله پشتی سربازان آمریکایی به ارمغان آورده می شود اصلاح طلب نمی دانم . بنده آنانی را که در خارج یا داخل کشور از پولهای سازمان سیاه و موساد ارتزاق می کنند تا به این نظام و کشور ضربه زنند را در دایره اصلاح طلبی تعریف نمی کنم . من کسانی را که روزگاری در صف اصلاح طلبان بوده و انحطاط فکری آنان بجایی رسید که اینک در رادیوها و رسانه های بیگانه آشکارا از هم جنس بازی حمایت می کنند را در صف اصلاح طلبان نمی دانم . بیشترین وقت بنده نیز بعنوان یک اصلاح طلب طی چندین سال گذشته به شهادت نخبگان اسلام آبادغرب اعم از اصلاح طلب و اصولگرا صرف مقابله با زیاده خواهی همین افراد ساختارشکن و رانت خواری شده که کوچکترین علقه ای به نظام . رهبری . انقلاب و شهداء عزیز ندارند و الحمدالله جوانان عزیز اصلاح طلب اسلام آبادغرب در شورای هماهنگی جبهه اصلاح طلبان آن شهرستان ماههاست که در مقابل چنین افرادی ایستاده اند و حتی اجازه ذکر نام آنان از تریبون مراسم اخیر در تالار سیب را به این قبیل علافان و مرده های سیاسی را ندادند زیرا سخت معتقدیم اصلاح طلب واقعی کسی است که در وهله اول اصول نظام را قبول داشته باشد و اصلاح طلبی با عافیت طلبی . دین گریزی . رانت خواری . زمین خواری . ثروت اندوزی های غیرمشروع . موج سواری و.....منافات دارد . اما سخت معتقدم جوانان عزیزی که در قالب گروههای اصلاح طلب در شهرستان اسلام آبادغرب مشغول فعالیت هستند همگی دلبسته نظام و انقلاب و رهبری و پایبند به قانون اساسی بوده و جوانان پاک سیرتی هستند که معتقدند راه نجات کشور از مسیر اصلاح طلبی می گذرد همچنانکه جمع دیگری از عزیزان جوان در آن شهر اعتقاد دارند اصولگرایی راه رسیدن به فلاح و رستگاری است اما خوشحالیم که هر دو گروه دلبسته نظام و قانون اساسی و رهبر فرزانه انقلاب هستند.
جناب حجت الاسلام
انتظار حقیر بعنوان برادر کوچک حضرتعالی از آن سیدبزرگوار این است که مثل پدری دلسوز و مهربان هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا را در ذیل عنایات معنوی خود قرار دهید و با هماهنگی فرماندار محترم ترتیبی اتخاذ فرمائید که سخنرانان هر دو گروه که انشاالله آنان نیز در دایره نظام اسلامی تعریف می شوند در کمال آرامش بتوانند در آن شهر برنامه سخنرانی های خود را بخصوص در آستانه برگزاری انتخابات مجلسین شورای اسلامی و خبرگان رهبری اجراء نموده و به مثابه آیه شریفه : فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ در نهایت قضاوت در مورد درستی یا نادرستی سخنان آنان را به افکار عمومی واگذاریم که این سیره و روش معصومین سلام الله علیهم اجمعین بوده است .
در خاتمه مجددا ضمن پوزش از تصدیع اوقات شریف حضرتعالی دوام طول عمر با برکت و سلامتی و عافیت را برای آن برادر گرامی و روحانی عالیقدر از خداوند بزرگ مسئلت می نمایم .
ارادتمند شما – حسنعلی مهدوی چشمه گچی